تبليغاتX
راهی به رهایی

راهی به رهایی

انسان و جهان امروز(بابک باربد)

 

 

 

در هفته اي كه گذشت ،آقاي احمدي ن‍ژاد در يك برنامه ي تلويزيوني (كه البته به يك نمايش تلويزيوني بيشتر شبيه بود) شركت كرد و در اين برنامه به تبيين برنامه هاي خود در سال آينده و مسائل و مشكلات روز پرداخت .

آقاي احمدي نژاد در دوران تبليغات انتخاباتي خود ،اعلام كردند كه هر سه ماه يكبار و حتي هر 45 روز يك بار ،گزارش عملكرد دولت خود را به استحضار مردم برساند.ايشان گزارش عملكرد برنامه ي 5 ساله را علي رغم تذكر هاي پي در پي مجلس و نماينده گان ،هنوز به مجلس ارائه نداده است ،كه از وظايف قانوني ايشان مي باشد،چه رسد به گزارش به مردم.

جالب اين جا ست كه نه تنها در طول سه سال گذشته گزارشي به مردم ارائه نشده است بلكه حتي اين گونه برنامه ها در غياب خبر نگاران و مجريان از صافي گذشته ي صدا و سيما  اجرا مي شود ، تا خداي نا كرده اندك نقدي بر دولت كريمه نشود .آقاي احمدي نژاد براي مصون ماندن از باد انتقاد هاي خبر نگاران از معاون فرهنگي و مطبوعاتي خود براي اجراي اين برنامه استفاده مي كند تا هم مهر تائيدي بر سخنان ايشان باشد و هم از گزند انتقادات در امان باشد .اما اين خانه ي پوشالي تا كي از اين تند باد مشكلات و گرفتاري هاي مردم در امان خواهد بود؟.

آقاي رييس جمهور پس از گذشت سه سال از احراز اين پست با عملكرد ضعيف خود در حوزه هاي مختلف ،حتي توانايي رويارويي با خبر نگاران و مجريان صدا و سيما را ندارد چه  رسد به مطبوعات آزاد.ايشان با انتخاب آقاي كلهر به عنوان مجري در اين برنامه ،شاهدي بر ادعا هاي پوشالي خود آوردند كه جز تائيد سخنان ايشان  گويي رسالت ديگري نداشتند.

تاْسف براي دولت و رياست جمهوري كه ،براي توجيه و فرار از پاسخگويي به مردم خود را در پشت الفاظ و سخنان عوام فريبانه پنهان مي كند و براي سخنان خود شاهدي جز خويشتن ندارد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 16:14  توسط بابک باربد  | 

 

 

نان يا اخلاق ؟

خبر تعرض  معاون دانشجويي دانشگاه زنجان به يك دانشجو ،سخت آشفته ام مي سازد. دانشگاه محيط  فرهنگي،علمي و تحقيقي ، به محل فساد تبديل مي شود آنهم از سوي متوليان دانشگاه . از قديم مي گويند حرمت امام زاده را متولي نگه مي دارد .حال كه متوليان خود حرمت شكني مي كنند .كساني كه داعيه ي  مذهبي بودن و ديني بودن انها گوش فلك را كرده است وبا داشتن داغ مهر بر پيشاني ، در خلوت آن كار ديگر مي كنند .

پيشاني ار ز داغ گناهي شود سياه          بهتر ز داغ مهر نماز از سر  ريا

عجيب است اين يك بام و چند هوا. در جايي سردار امنيت اجتماعي با شش زن عريان دستگير مي شود و فرمانده ي نيروي انتظامي اين ماجرا را اتهامي مي داند و جناب سردار را نيز تبرئه مي كند .  اما در جايي بيرون آمدن تار مويي از روسري دختران جوان آنها را به زندان و بازداشت مي كشاند . از سويي استاد دانشگاه به دانشجوي خود تعرض مي كند و اين ماجرا تو طئه اي از سوي دانشجو يان خوانده مي شود . از سويي دكتر زهرا بني يعقوب  كه با همسر خود در پارك نشسته بودند بازداشت مي شود مورد تعرض قرار مي گيرد و كشته مي شود و پرونده ي ايشان هم چنان در هاله اي از ابهام باقي مي ماند.

قدرت بدون نظارت فساد آور است و اين نكته جديدي نيست .در طول تاريخ هر قدرت بدون مهار و بدون ناظر به فساد كشيده شده است .اما اين فساد تنها به فساد مالي و اقتصادي و سياسي ختم نمي شود كه  اين فساد ها  نيز نكوهيده است. گاهي اين فساد ، فساد اخلاقي است و به از بين رفتن اخلاقيات چه در سطح حاكمان و چه در سطح مردمان مي انجامد . اگر از نظر اقتصادي فساد ايجاد شود با تغيير قوانين قابل بازگشت است .اگر فساد سياسي باشد با ايجاد راهكارها و ايجاد مطبوعات آزاد مشكل حل شدني است . اما از بين رفتن اخلاقيات در جامعه را با چه راهكار هايي مي توان جبران كرد ؟ چگونه مي توان اين آب رفته را به جوي باز گرداند ؟

ديكتاتوري در حاكميت  ،تملق،  چاپلوسي، ريا و دروغ را در بين اجتماع و مردم ترويج مي كند هر كس متملق تر جايگاهش رفيع تر .حكومت ديني با  وعده ي بهشت ، جز جهنمي براي مردمان نساخته است . در جامعه اي كه تمامي رذيلت ها در آن به فضيلت تبديل مي شود و نا مردمان بر صدر مي نشينند و قدر مي بينند .در جامعه اي كه آدميان براي يكديگر حرمت قائل نيستند و شان انساني آدميان ناديده گرفته مي شود . در جامعه اي كه در آن ريا و تملق و دروغ ايمان مردم را نشانه گرفته است و مردم را نسبت به يكديگر بي تفاوت و بي اعتماد كرده است ،جامعه اي خطرناك است . كه  پديد امدن هر نوع فساد ي در آن دور از ذهن نيست . اين چنين رفتاري اگر در ذهن مردم نهادينه شود ديگر هيچ كس امنيت ندارد .

از بين رفتن اخلاقيات و ايمان مردم را با چه راهكاري مي توان مرتفع كرد و در چه مدت زماني ؟در دنيايي كه حتي سياست مداران اش سعي مي كنند خود را پايبند اخلاقيات و اصول انساني بدانند ،اين گونه ويران كردن اساس و بنيان اخلاقيات  در جامعه به چه مي انجامد؟

من نگران اقصاد مردم هستم .نگران نان مردم هستم .نگران كارگران ، معلمان ، دانشجويان  ،پرستاران و .......اما بيش از همه نگران از بين رفتن اخلاقيات هستم .نگران ايمان مردم هستم .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:54  توسط بابک باربد  | 

 

 

 

هفته گذشته آقاي احمدي نژاد در اجلاس ساليانه ي سازمان جهاني كشاورزي و خواربار (فائو)مهمان نا خوانده و طفيلي بود.ايشان در يك كنفرانس خبري نيز شركت كردند كه در اين كنفرانس به سوالات خبر نگاران گلچين شده پاسخ دادند.پيش از شروع برنامه پرسش و پاسخ ،آقاي احمدي نژاد به ايراد سخنراني پرداختند كه به گوشه هايي از اين سخنراني مي پردازم.

آقاي احمدي نژاد چنان متكبرانه در اين كنفرانس به ايراد سخنراني پرداختند كه حتي همراهان ايشان نيز با ديده ي تعجب به ايشان مي نگريستند و حتي در قسمت هايي از سخنراني آقاي هاشمي زير لب نكاتي را به ايشان گوشزد مي كردند كه در جاي خود قابل توجه است.ضمناْ ، اساساْ حضور آقاي هاشمي در اين اجلاس به چه مناسبت بوده است و ايشان با چه عنواني در اين اجلاس شركت كردند؟

آقاي احمدي نژاد در اين سخنراني چنان دردهاي جهانيان را با چند كلمه درمان كردند كه بنده ي حقير به حيرت افتادم از اين همه تدبير و دور انديشي و مديريت.ايشان چنان براي تمامي جهان درد هاي آنها را مو شكافي كرده و نسخه ي درماني آنرا نيز پيچيدند كه من لحظه اي به خود گفتم نكند اين مرد واقعاْ راست مي گويد ؟نكند اين همان است كه مي گويد؟

اما نگاهي به داخل كشور و مشكلات اقتصادي ،اجتماعي ،زندانيان سياسي ،كارگران گرسنه ،معلمان در بند و ....به من تلنگري جدي مي زند كه نه اين سخنان فريبي  بيش نيست و تنها كساني  به اين سخنان باور دارند كه ماهيت واقعي اين تفكر كه آقاي احمدي نژاد نماينده گي آنرا به عهده دارد را نمي شناسند.

آقاي احمدي نژاد در اين سخنراني جهان را به رفتار انساني دعوت مي كند و دولت هايي كه با مردم خود رفتار غير انساني دارند را تهديد به رفتن و محو شدن مي كند .رطب خورده منع رطب كي كند؟...... كاش آقاي احمدي نژاد خود بار ديگر به سخنراني خود گوش مي كردند تا شايد اين سخنان در خود ايشان اثر كند تا تغيير رفتاري در ايشان صورت بگيرد .ايشان طي سه سال گذشته رفتاري غير انساني با دانشجويان ،جوانان و كارگران زحمت كش اين مرز و بوم داشتند كه نمونه ي بارز آن كارگران محترم نشكر هفت تپه است .كارگراني كه يك سال زحمت كشيدند و دستمزد دريافت نكردند و پس از اعتراض به اين نا مردمي و  ظلم ،دستمزدشان باتوم و بازداشت و نا سزا بود.دولت مهرورز با كارگراني كه مورد ظلم و بي عدالتي كارفرمايان خود قرار گرفته اند ، با باتوم و تهديد و ارعاب ، مهر ورزي مي كند آن گاه در آن سوي مرز ها صحبت از رفتار انساني مي كند .

آقاي احمدي نژاد از پيام آسماني پيامبران مي گويد ، از مسيح مي گويد و از پيامبر رحمت.اما تنها در گفتار .در كردار و رفتار، ايشان پيرو پيامبران عذابند.

پيامبر اسلام دست كارگران را مي بوسيد ،اما دولت مهر ورز و عدالت محور دست كار گر را مي شكند .حضرت عيسي مي فرمايد اگر كسي به صورت شما سيلي زد صورت خود را بر گردانيد.اما آقاي احمدي نژاد سيلي نخورده ،مي زند ،بازداشت مي كند ،تهديد مي كند و مي ترساند.

معاون دانشجويي در دانشگاه به ناموس دانشگاه تعرض مي كند ،وزير علوم مي ماند و دانشجو تهديد به اخراج مي شود .حوادث و اتفاقاتي بسيار كمتر از اين در هر كجاي دنيا ،باعث استعفا ،عزل و يا استيضاح مي شد.اما در ايران آب از آب تكان نمي خورد.و جالب تر آنكه اين ماجرا را توطئه اي از سوي دانشجويان عليه معاون دانشجويي دانشگاه عنوان كرده اند .و اين همه از بركات دولت مهرورز و عدالت محور است.

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :لم تقولون ما لا تفعلون        نگوييد چيزي را كه به آن عمل نمي كنيد.

آقاي احمدي نژاد و ديگر دوستان ايشان اگر از پيامبر اسلام و شريعت ايشان ،تنها و تنها به همين يك آيه عمل كنند تمامي مشكلات حل خواهد شد.زيرا ايشان حرف هايي مي زنند كه خود نيز به آن هيچ اعتقادي ندارند .ايشان بهتر است به جاي حل مشكلات جهان به حل مشكلات داخل كشور بپردازند گويي ايشان از مشكلات  مردم در داخل كشور در بي خبري به سر مي برند.

صورتي  بشنيده گشتي ترجمان                   بي خبر از گفت خود چون طوطيان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 20:13  توسط بابک باربد  | 

 

كوروش كبير

اعلاميه ي جهاني حقوق بشر

ماده ي 1 _ابناي بشر همه آزاد به دنيا مي آيند و در كرامت و حقوق با هم برابرند:

همه از موهبت خرد و وجدان بر خوردارند و بايد با هم برادر وار رفتار كنند.

ماده.ي 2 _هر كس ،بي هيچ گونه تمايزي از حيث نژاد ،رنگ ،جنس ،زبان ،دين ،عقايد سياسي يا غير سياسي ،اصل و منشاء ملي يا اجتماعي ،ثروت ،ولادت يا هر موقعيت ديگر ،از كليه ي حقوق و آزادي هاي مذكور در اين اعلاميه بر خوردار خواهد بود. از اين گذشته ،هيچ تمايزي مبني بر وضعيت سياسي ،قضايي يا بين المللي كشور يا سر زميني كه شخص به آن وابسته است _خواه آن كشو و يا سرزمين ،مستقل ، تحت قيموميت يا غير خود مختار باشد و يا به لحاظ حاكميت تحت هر گونه محدوديت ديگري باشد _مجاز نخواهد بود.

ماده ي 3 _هر كس حق دارد كه از زندگي ،آزادي و امنيت شخصي برخوردار باشد.

ماده ي 4 _هيچ كس را نمي توان در بيگاري يا برده گي نگاه داشت.

برده داري و برده فروشي در هر شكلي كه باشد ممنوع است.

ماده ي 5_هيچ كس را نمي توان شكنجه داد يا در معرض رفتار يا مجازاتي ظالمانه ،غير انساني يا خفت بار قرار داد.

ماده ي 6_هر كس حق دارد در هر جا كه باشد به عنوان يك شخص در برابر قانون به رسميت شناخته شود.

ماده ي 7_همه در برابر قانون برابرند و حق دارند بي هيچ تبعيضي از حمايت يك سان قانون بر خوردار گردند.همه حق دارند در مقابل هر تبعيضي كه ناقض اين اعلاميه باشد و نيز در مقابل هر نوع تحريكي كه به منظور چنان تبعيضي صورت گيرد از حمايت يك سان قانون بر خوردار باشند.

ماده ي 8_هر كس حق دارد در برابر اعمالي كه ناقض حقوق بنياديني باشد كه قانون اساسي يا قوانين ديگر براي او مقرر داشته است به دادگاه هاي صلاحيت دار ملي مراجعه كند و جبران كامل آن را خواستار شود .

ماده ي 9_هيچ كس را نبايد خود سرانه بازداشت ،توقيف ،حبس يا تبعيد كرد.

ماده ي 10_هر كس حق دارد در تصميمات مربوط به حقوق و تعهدات خود يا هر اتهام جزايي كه به او وارد شود با تساوي كامل از يك رسيدگي منصفانه و علني در دادگاهي مستقل و بي طرف بر خوردار باشد.

ماده ي 11_(1)هر كس كه متهم به بزه كاري است حق دارد بي گناه فرض شود تا آن گاه كه مطابق قانون در يك دادرسي علني و با دسترسي به كليه ي تضمينات لازم براي دفاع از خود ،مقصر شناخته شود.

(2) هيج كس به خاطر فعل يا ترك فعلي كه در حين ارتكاب آن مطابق  قوانين ملي يا بين المللي جرم تلقي نمي شده

مقصرشناخته نخواهد  شد و نيز كيفري سنگين تر ازانچه در حين ارتكاب جرم براي آن مقدر بوده بر وي تحميل نخواهد شد .

ماده ي 12-زندگي خصوصي ؛خانواده ؛خانه و مكاتبات هيچ كس نبايد در معرض مداخله خود سرانه قرار گيرد و نيز نبايد شرف و آبروي كسي مورد تعرض واقع شود .

هر كسي حق دارد در برابر اين گونه مداخلات و تعرضات از حمايت قانون بر خوردار باشد .

ماده ي 13_هر كس حق دارد كه از آزادي حركت و اقامت در محدوده ي  مرزهاي هر كشور برخوردار باشد .

(2)هر كس حق دارد هر كشور از جمله كشور خود را ترك كند و نيز حق دارد كه به كشور خود باز گردد .

ماده ي 14-(1) هر كس كه تحت تعقيب باشد ،حق پناهنده گي خواستن از كشور هاي ديگر و استفاده از آن را خواهد داشت.

(2)اين حق در مواردي كه تعقيب واقعاٌ ناشي از جرايم غير سياسي يا اعمال خلاف مقاصد و اصول ملل متحد باشد قابل استناد نخواهد بود.

ماده ي 15_(1)هر كس حق دارد كه داراي تابعيتي باشد.

(2) هيچ كس را نمي توان خود سرانه از تا بعيتي كه دارد محروم ساخت و نيز ننمي توان حق تغيير تابعيت را از او سلب كرد.

ماده ي 16_(1)هر مرد و زن بالغ حق دارد بي هيچ محدوديتي از بابت نژاد ومليت يا مذهب ازدواج كند و تشكيل خانواده دهد . زن وشوهر از حقوق برابر در ازدواج ودر طول مدت ازدواج ودرانحلال ان برخوردار خواهند بود .

(2)ازدواج تنها با رضايت كامل و آزادانه ي  زن و شوهر صورت خواهد گرفت.

(3)خانواده واحد گروهي طبيعي و بنيادين جامعه است و حق دارد كه از حمايت جامعه و دولت برخوردار باشد .

ماده ي 17_(1)هر كس حق دارد كه خود تنها يا در مشاركت با ديگران از مالكيت اموال برخوردار باشد.

(2)از هيچ كس نمي توان خود سرانه سلب مالكيت كرد.

ماده ي18-هر كسي از حق آزادي انديشه ، وجدان ومذهب برخوردار است .

اين حق مشتمل است بر آزادي تغيير مذهب وعقيده ونيز آزادي اظهار مذهب وعقيده، در تعليم وعمل و عبادت واجراي مراسم،چه در تنهايي وچه در همراهي با ديگران در جمع يا خلوت .

ماده ي19-هر كس برخوردار از حق آزادي عقيده وبيان است.اين حق مشتمل است بر آزادي در داشتن عقايد بدون هيچ گونه دخالتي ،ونيز آزادي در جهت وجود كسب ونشر اطلاعات وافكار از طريق رسانه ها بدون درنظرگرفتن مرزها.

ماده ي 20_(1)هر كس حق دارد كه آزادي انجمن ها و مجامع مسالمت آميز بر خوردار باشد.

(2)هيچ كس را نمي توان به عضويت در جمعيتي اجبار كرد.

ماده ي21-(1)هر كس حق دارد كه در حكومت كشور خود مستقيما يا به واسطه نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند مشاركت كند.

(2)هركس حق دارد كه برابر با ديگران به خدمات عمومي كشور خود دسترسي داشته باشد .

(3)اراده ي مردم اساس اقتدار حكومت است

اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواري و سالم ، با برخورداري عموم از حق راي تساوي ،و استفاده از آراي مخفي يا روشهاي راي گيري آزاد همانندآن ،ابراز گردد.

ماده ي22-هر كس به عنوان عضوي از اجتماع  ،حق برخورداري از تامين اجتماعي را دارد و مي تواند با استفاده از ساعي ملي و همكاريهاي بين المللي ،و در هماهنگي با تشكيلات  و منابع كشور خود ، حقوق اقتصادي ،اجتماعي وفرهنگي را  كه لازمه  ي حفظ كرامت و رشد آزاد شخصيت اوست به دست  آورد.

 

ماده ي23-(1)هر كس حق دارد كار كند وشغل خود را آزادانه برگزيند  و از شرايط عادلانه ومطلوب كار برخوردار باشد .نيز در برابر بيكاري مورد حمايت واقع شود.

(2)هر كس حق دارد بي هيچ گونه تبعيض در برابر كار مساوي از دستمزد مساوي برخوردار باشد .

(3)هر كس كه كار مي كند حق دارد از دستمزد ي عادلانه و مطلوب برخوردار باشد تا بتواند زندگي در خور كرامت انساني براي خود و خانواده ي  خود تامين كند و در صورت لزوم از ديگر وسايل حمايت اجتماعي كمك جويد .

(4)هر كس حق دارد براي حفظ منافع خود به تشكيل اتحاديه ها ي صنفي وعضويت در‌آن ها اقدام كند.

ماده ي24- هر كس حق دارد از استراحت وفراغت واز محدوديت معقول ساعات كار و تعطيلي هاي اداري با استفاده از حقوق برخوردار باشد.

ماده ي 25-(1)هر كس حق دارد از سطح زندگي مناسبي براي تامين بهداشت و رفاه خود وخانواده ي  خو د ،از جمله خوراك پوشاك مسكن ،مراقبتهاي  پزشكي وخدمات اجتماعي لازم ،ونيز از حق داشتن تامين در صورت بي كاري ،بيماري ،معلوليت ،بيو ه گي ،سالخورد ه گي و در ساير موارد كه  به عللي خارج از احتيار خود وسا يل امرار معا ش را از دست داده باشد برخوردار گردد.

(2) مادران و كودكان حق دارند از مراقبت ها و كمك هاي ويژه بر خوردار باشند .همه ي كودكان ، چه بر اثر پيوند زناشويي به دنيا آمده باشند و چه غير از آن ، از حمايت اجتماعي يكسان بر خوردار خواهند بود.

ماده ي26-(1)هر كس حق دارد از آموزش بهره مند  شود آموزش دست كم در مراحل  ابتدايي و پايه اي رايگان خواهد بود آموزش ابتدايي اجباري خواهد بود .آموزش فني و حرفه اي در دسترس عموم قرار خواهد داشت .و آموزش عالي به يكسان و بر اساس لياقت قابل دسترسي خواهد بود .

(2)هدف آموزش ، رشد كامل شخصيت  انساني ،تقويت احترام به حقوق بشر و آزادي هاي بنيادين خواهد بود .آموزش بايد تفاهم ، مدارا ،و دوستي در ميان همه ملت ها و گروها ي نژادي ومذهبي را ترويج كند وبه فعاليت هاي ملل متحد در راه حفظ صلح  ياري رساند.

( 3)پدر ومادر در انتخاب نوع آموزش در مورد فرزندان خود  اولويت خواهند داشت .

 

ماده ي27-(1)هر كس حق دارد كه آزادانه در زندگي فرهنگي جامعه شركت جويد ،ازهنر ها  برخوردار گردد و از پيشرفتهاي علمي ود ستاوردهاي آن بهره مند شود .

(2)هر كس حق دارد از حمايت از منافع معنوي ومادي هر اثر علمي ،ادبي  يا هنري كه خود پديد آورنده ي  آن است برخوردار شود.

ماده ي 28-هر كس حق دارد خواستار برقراري نظمي مدني و بين المللي  باشد كه در آن تحقق كليه ي حقوق و آزادي هاي مقرر در اين اعلا ميه به طور كامل ميسر شود.

ماده ي29-(1)تعهدات هر كس فقط در قبال جامعه  اي است كه رشد آزادي كامل شخصيت او را امكان پذير سازد .

(2)هر كس در اعمال حقوق و آزادي هاي خود فقط مشمول محدوديت هاي خواهد بود كه به حكم قانون منحصرا به منظور تامين  شناسايي واحترام لازم به حقوق و آزادي هاي ديگران و رعايت مقتضيات صحيح اخلاقي ونظم عمومي ورفاه همگاني در يك جامعه دموكراتيك متصور شده باشد.

(3)اين حقئوق وآزادي ها در هيچ حال نبايد طوري اعمال شود كه با مقاصد و اصول سازمان ملل متحد مغايرت داشته باشد.

ماده ي30-هيچ يك از مقررات اين اعلاميه نبايد به نحوي تفسير شود كه متضمن ايجاد حقي براي دولت يا گروهي يا فردي گردد كه به استناد آن بتواند در فعاليتي  وارد شود يا دست به اقدامي بزند كه هدف آن پايمال كردن يكي از حقوق و آزادي هاي مقرر در اين اعلاميه باشد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 12:56  توسط بابک باربد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:56  توسط بابک باربد  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:26  توسط بابک باربد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 12:34  توسط بابک باربد  | 

 

 

اصطغلال غوا

 

بالاخره بعد از گذشت بیست روز از تعطیلات بهاری در ایران که به تعطیلی گردش اطلاعات و اخبار نیز منجر شده بود ،باز هم مطبوعات و خبر گزاری ها فعالیت خود را از سر گرفتند.از اولین اخبار رسیده به خبر گزاری ها و ارباب جراید،خبر تغییرات در کابینه ی دولت نهم یا کابینه ی دولت اصول گرا است که حرف ها و حدیث های متفاوتی را در پیش داشت.

ابتدا آقای الهام که علاوه بر چندین مقام ،سمت سخنگویی دولت را نیز بر عهده دارد ،در پاسخ به سوال خبر نگاری که در مصاحبه هفتگی ایشان از وی در مورد صحت و سقم این خبر جویا شده بود .ایشان با شگردی خاص این اخبار را به شوخی گرفته و آن را با شوخی سیزدهم فروردین یکی دانستند.اما بعد از سفر به کشور قطر در خلال سفر خود عنوان کردند که در مورد تغییرات در کابینه چیز هایی شنیده اند.چه خوب بود آقای الهام در صورت عدم اطلاع کافی از این تغییرات ،حد اقل به جمله ی  نمی دانم ، بسنده می کرد تا در این مورد اخبار و اطلاعات کافی به دست می آورد.البته شاید در این میان آقای الهام مقصر نباشد و مشغله ی کاری و چند شغله بودن ایشان سبب شده که ایشان فراموش کنند که سخن گوی دولت هم هستند.بگذریم که این قصه سر دراز دارد.

اما روز گذشته خبری منتشر شد به این مضمون که در نامه ای که نمایندگان مجلس به آقای رییس جمهور نوشته اند از ایشان خواسته اند تا آقای پور محمدی در مقام خود ابقاء شوند .گذشته از علت در خواست نمایندگان از رییس جمهور برای ابقاء آقای پور محمدی که خود حکایتی دیگر است ،نفس دخالت قوه ی  مقننه در قوه ی  مجریه قابل بحث و پی گیری است .در اعلامیه ی حقوق سال  1789 در ماده ی شانزدهم چنین آمده است:

هر جامعه ای که در آن تفکیک قوا تعیّن نیافته باشد از قانون اساسی بری است.یعنی قانون اساسی بنیاد محدودیت قدرت سیاسی و تفکیک قوا ،وسیله ی آن شمرده می شود .مونتسکیو در جمله ای به یاد ماندنی ،دلیل وجودی تفکیک قوا را بدین گونه بیان می کند :

این که هر انسانی که از قدرتی بر خوردار است گرایش به سوء استفاده از آن را دارد و تا جایی که به مانعی بر نخورد پیش می رود ، تجربه ای است  جاودانی....برای این که کسی نتواند از قدرت سوء استفاده کند باید ترتیبی داد تا قدرت  ،جلوی قدرت را بگیرد .

یعنی به جاست که شمار مراجع قدرت به گونه ای افزایش یابد که جلوی قدرت هر یک با قدرت دیگری گرفته شودو بدین سان هیچ یک نتوانند به قدرت مطلق دست یابند.اما این فزونی مراجع تنها می تواند با تقسیم اختیارات هر یک به انجام برسد.اصل تفکیک قوا در قانون اساسی کشور نیز ذکر شده است اما با تحریر این نامه ، از سوی نمایندگان به سخره گرفته شده است.استقلال سه قوه ی مقننه ،مجریه و قضاییه ،ضامن تامین آزادی ،امنیت و برابری تک تک افراد جامعه در برابر قانون خواهد بود .حقوقی که پایمال شدن و نادیده گرفتن آن ،وهن شرف و منزلت آدمی و نقض حقوق طبیعی آن می باشد.بدعت گذاری در چنین سطحی ، آن هم از دولت و مجلسی که خود را اصول گرا و پایبند آرمان های انقلاب و قانون اساسی را میثاق خون شهیدان می داند ،تامل بر انگیز است.دولت و مجلسی که خود را پاسدار ارزش ها می داند و در تنش ها و در گیری های سیاسی خود را صاحب بی چون و چرای انقلاب و نظام معرفی می کند ،چگونه زمانی که پای منافع حزبی و گروهی به میان می آید ،پاسداری از ارزش ها را با پاسداری از منافع معاوضه می کند؟

در این میان سکوت احزاب و گروه ها در قبال این نامه بر راز آلود بودن نقش های پشت پرده حکایت می کند که اینجانب به دلایل عدیده به آن نخواهم پرداخت.شاٌن نماینده گی مردم در مجلس بسیار بالا تر از آن است  که خود را تا چنین سطح نازلی پایین آورده و به جای پرداختن به مشکلات عظیمی که گریبان گیر مردم است ،خود را به این بازی مشغول کند.نمایندگان تنها در صورتی می توانند در مورد بودن یا نبودن وزیری در کابینه اظهار عقیده نمایند که رییس جمهور ایشان را به مجلس برای گرفتن رای اعتماد معرفی می کند و در غیر این صورت در حوزه ای مداخله کرده است که در حیطه ی فعالیت اش نمی باشد .

بهتر آن است که نماینده گان به جای دخالت در این مسائل ،به وظیفه ی نماینده گی که همانا نظارت یر عملکرد دولت می باشد بپردازد .نظارت بر وعده هایی که داده شد اما هیچ گاه به آن عمل نشد و دولت به اصطلاح پاسخگو نیز پاسخی در خور و شایسته در این زمینه ها ارائه نداده است.

 +فارس: شركت تنها700هزار نفر در انتخابات تهران

 شلاق و زندان براي نسرين افضلي

+دستگیری 67 پسر و دختر جوان حاضر در یک مهمانی توسط نیروی انتظامی  

+کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: سرمایه گذاری در ایران را تا لغو اعدام کودکان به تعویق بیاندازید

+سرکوب فعالین مدنی، روزنامه نگاران و دانشجویان در اردبیل

+خدیجه مقدم با وثیقه صد میلیونی از زندان آزاد شد

+احکام چندین سال حبس سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر تایید شد

 +افشای تصویر و ماهیت قاضی حسن حداد، عامل قتل عام و سرکوب جامعه مدنی ایران

 +تشکيل گشت امنيتی بسيج و برخورد با بی حجابی در شرکت های خصوصی

 +مهرداد لهراسبی یکی از زندانیان کوی دانشگاه تهران بعد از 9 سال از زندان آزاد گردید

 +۷۵ پسر و دختر در یک مهمانی در شیراز بازداشت شدند

+محکومیت دو مامور آگاهی به دلیل شکنجه یک زن برای اعتراف گیری

+سه گزارش از حکم حبس و شلاق برای ناهید جعفری، از فعالین جنبش زنان

+یک کشته و پنج زخمی در اثر تیراندازی ماموران نیروی انتظامی به مردم شهرستان ربط

+احضار کیوان صمیمی مدیر مسئول نشریه نامه به دادگاه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 22:46  توسط بابک باربد  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 19:15  توسط بابک باربد  | 

 

بهار در راه است

 

تمايلي به نوشتن در مورد بهار ،يا به قول معروف بهاريه نداشتم.چون بهار را تنها آغاز فصل جديدي از طبيعت نمي دانم.بهار رويش جوانه اميد است بر درخت خزان زده آزادي ،بهار آمدن نسيم آزادي است به دخمه هاي ذهن استبداد زده ما.

سالي كه گذشت ، سال زندان ،توقيف،توبيخ ،شكنجه و بازداشت براي اهل فرهنگ ،معلمان عزيز ،دانشجويان گرامي و فعالان حقوق بشر بود.سالي كه سايه شوم خود كامگي و خود رايي را به روي مسافرانش انداخته بود و حتي اندك روزني از نور را هم بر نمي تافت.اما اين سايه شوم نيز، نتوانست اميد را از دل مسافران مهتاب بگيرد.

سالي كه گذشت ،براي مردمي كه نه اهل سياست هستند و نه دغدغه فرهنگ دارند هم سال خوبي نبود.تورم ،گراني ،كاهش نرخ سود بانكي ،افزايش قيمت مسكن ،عدم پرداخت حقوق و مطالبات معوقه كارگران ( كه مظلوم ترين قشر جامعه مي باشند) ،و از همه مهمتر سهميه بندي بنزين.

سالي كه گذشت براي كانديدا هاي رد صلاحيت شده ، كه حق انتخاب شدن و براي مردمي كه حق انتخاب كردن را داشتند نيز سال خوبي نبود.

سالها مي آيند و مي روند.كار طبيعت همواره چنين بوده است.طبيعت  هر لحظه در حال نو شدن است ،اما در اين نو شدن ها هميشه صادقانه عمل مي كند.طبيعت به انسان دروغ نمي گويد ،او را فريب نمي دهد ،ظاهرش با باطنش يكي است.هر چه مي گويد عمل مي كند.اين چنين نمي گويد و آن چنان عمل نمي كند.با اين صداقت  طبيعت است كه ما خود را آماده بهار مي كنيم ،چون ايمان داريم كه بهار مي آيد و زمستان سرد و خشن از ميان مي رود.

كاش از طبيعت ، تنها صداقت در گفتار و رفتار را مي آموختيم. كاش بهاري  مي آمد ، تا سردي دلهاي ما را به گرمي مبدل كند ،كاش بهاري  مي آمد ، تا زمستان سرد و بي روح را با خود ببرد ،كاش بهاري  مي امد........

آمدن بهار يك پيام ديگر نيز با خود به همراه دارد و آن اينست كه ، زمستان ،پاينده نيست .زمستان با تمام سردي ،خشونت ،بي رحمي وقساوتش پايان مي يابد و بهار دل انگيز با شكوفه هاي آزادي ،مهر و ايمان از راه مي رسد.

خزان و بهار تنها در طبيعت رخ نمي دهد ،بلكه جان آدميان نيز دچار خزان و بهار مي شود.آدمي اما ،هم چون طبيعت با خود صادق نيست ، كه  اگر جان او در خزان است ،بهار را به جان خويش هديه كند ،تا روح و جسم او سبز و بالنده شود.

اي برادر، عقل يك دم با خود آر

دم به دم در تو خزان است و بهار

باغ دل را سبز و تر و تازه بين

پر ز غنچه ورد و سرو و ياسمين

طبيعت بزرگترين آموزگار مكتب خداوند است.از اين آموزگار درس بگيريم .درس صداقت .

با آرزوي بهار آزادي براي همه هموطنان

سبز باشيد چون بهاران و اميدوار به شكفتن چون غنچه هاي بهاري

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 4:34  توسط بابک باربد  |